امام جواد علیه السلام و فضیلتهای عمر و ابوبکر

پس از آن که مأمون دخترش را به امام جواد تزویج کرد در مجلسی که مأمون و امام و یحیی بن اکثم و گروه بسیاری در آن حضور داشتند، یحیی عرض کرد: ای پسر رسول خدا! نظر شما درباره روایتی که (در مدارک اهل سنت) نقل شده است: که جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت: یا محمد! خدا به شما سلام می رساند و می گوید: من از ابوبکر راضی هستم، از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟. نظر شما درباره این حدیث چیست؟1

امام فرمود: من منکر فضیلت ابوبکر نیستم، ولی کسی که این خبر را نقل می کند باید خبر دیگری را نیز که پیامبر اسلام در حجة الوداع بیان کرد، از نظر دور ندارد. پیامبر فرمود: کسانی که بر من دروغ می بندند، بسیار شده اند و بعد از من نیز بسیار خواهند بود. هر کس بعمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید، آنچه را که با کتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود، رها کنید.

امام جواد علیه السلام افزود: این روایت (درباره ابوبکر) با کتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاْءِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ 2 ما انسان را آفریدیم و می دانیم در دلش چه چیز می گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم.

آیا خشنودی و ناخشنودی ابوبکر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟! این عقلاً محال است.

 

یحیی گفت: روایت شده است که: ابوبکر و عمر در زمین، مانند جبرئیل در آسمان هستند.

حضرت فرمود: درباره این حدیث نیز باید دقت شود، زیرا جبرئیل و میکائیل دو فرشته مقرّب درگاه الهی اند و هرگز گناهی از آن دو سر نزده است و لحظه ای از دایره اطاعت خدا خارج نشده اند، ولی ابوبکر و عمر قبل از اسلام مشرک بوده اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده اند، امّا اکثر دوران عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کرده اند، بنابراین محال است که خدا آن دو را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند.

 

یحیی گفت: همچنین روایت شده است که: ابو بکر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند درباره این حدیث چه می گویید؟3

حضرت فرمود: این روایت نیز محال است که درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمی شود (تا ابو بکر و عمر سرور آنان باشند!) این روایت را بنی امیه، در مقابل حدیثی که از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله درباره امام حسن و حسین علیهما السلام نقل شده است که حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند ، جعل کرده اند.

یحیی گفت: روایت شده است که: ابوبـکر و عمـر در زمین، مانند جبرئیل در آسمان هستند. حضرت فرمود: درباره این حدیث نیز باید دقت شود، زیرا جبـرئیل و میکائیل دو فرشته مقرّب درگاه الهی اند و هرگز گناهـی از آن دو سر نزده است و لحظه ای از دایره اطاعت خدا خارج نشده اند، ولی ابـوبـکر و عمر قبل از اسلام مشرک بوده اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده اند، امّا اکثر دوران عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کرده اند، بنابراین محال است که خدا آن دو را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند.

یحیی گفت: روایت شده است که عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است.

حضرت فرمود: این نیز محال است؛ زیرا در بهشت، فرشتگان مقرّب خدا، آدم، محمد صلی الله علیه و آله و همه انبیاء و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اینها روشن نمی شود، ولی با نور عمر روشن می گردد؟!

 

یحیی اظهار داشت: روایت شده است که سکینه به زبان عمر سخن می گوید (عمر هر چه گوید، از جانب ملک و فرشته می گوید).

ولادت امام جواد علیه السلام

حضرت فرمود: من منکر فضیلت عمر نیستم؛ ولی ابوبکر، با آن که از عمر افضل است، بالای منبر می گفت: من شیطانی دارم که مرا منحرف می کند، هرگاه دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست باز آورید.

 

یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم، حتما عمر مبعوث می شد.4

امام فرمود: کتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست تر است، خدا در کتابش فرموده است: وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثَاقَهُمْ وَمِنکَ وَمِن نُّوحٍ... 5 به خاطر بیاور هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح... .

از این آیه صریحا برمی آید که خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممکن است پیمان خود را تبدیل کند؟ هیچ یک از پیامبران به قدر چشم به هم زدن به خدا شرک نورزیده اند، چگونه خدا کسی را به پیامبری مبعوث می کند که بیشتر عمر خود را با شرک به خدا سپری کرده است؟! و نیز پیامبر فرمود: در حالی که آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم.

 

باز یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: هیچگاه وحی از من قطع نشد، مگر آن که گمان بردم که به خاندان خطاب (پدر عمر) نازل شده است، یعنی نبوّت از من به آنها منتقل شده است.

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا امکان ندارد که پیامبر در نبوّت خود شک کند، خداوند می فرماید: اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ 6 خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانی برمی گزیند. (بنابراین، با گزینش الهی، دیگر جای شکی برای پیامبر در باب پیامبری خویش وجود ندارد).

 

یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر عذاب نازل می شد، کسی جز عمر از آن نجات نمی یافت.

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است: وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ 7 و مادام که تو در میان آنان هستی، خداوند آنان را عذاب نمی کند و نیز مادام که استغفار می کنند، خدا عذابشان نمی کند.

می بینید که برای نزول عذاب دو مانع ذکر شده است و لا غیر؛

الف) وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله در بین مردم.

ب) توبه و استغفار مردم.

بدین ترتیب تا زمانی که پیامبر در میان مردم است و تا زمانی که مسلمانان استغفار می کنند، خداوند آنان را عذاب نمی کند.

 

البته ناگفته نماند که امام (ع) با حفظ تقیه، این مناظره را انجام داده است.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

1. علامه امینی در کتاب الغدیر (ج 5ص 321) می نویسد: این حدیث دروغ و از احادیث مجعول محمد بن باب شاذ است.

2. سوره ق، آیه 16.

3. علامه امینی این حدیث را از برساخته های یحیی بن عنبسة شمرده و غیر قابل قبول می داند، زیرا یحیی شخصی جاعل حدیث و دغلکار بوده است (الغدیر، ج 5،ص 322.ذهبی نیز یحیی بن عنبسه را جاعل حدیث و دغلکار و دروغگو می داند و او را معلوم الحال شمرده و احادیثش را مردود معرفی می کند) میزان الاعتدال، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج 4، ص 400، چاپ اول، دار احیاء الکتب العربیة، 1382 ق.

4. یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم، حتما عمر مبعوث می شد.

5. سوره احزاب،آیه 7.

6. سوره حج، آیه 75.

7. سوره انفال،آیه 33.

 

منابع:

مرحوم طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 248 247، نجف، المطبعة المرتضویة، 1350 ق؛

علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 50، ص 83 80 الطبعة الثانیة، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1395 ق؛

سید عبد الرزاق مقرم، نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد (ع)، ترجمه دکتر پرویز لولاور، ص100 98 مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1370 ش.

ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر

ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر

 

مخالفان اهل بيت عليهم السلام ادعا مي كنند كه اميرمؤمنان عليه السلام با خلفاي سه گانه ارتباط حسنه و دوستانه داشته است و براي اثبات اين افسانه، به دروغ هايي مثل ازدواج ام كلثوم با عمر، نام گذاري فرزندان اميرمؤمنان عليه السلام از نام خلفا و ... استناد مي كنند.

 

 

هر چند كه ما در جاي خود به تفصيل از اين شبهات واهي پاسخ كوبنده و قاطع داده ايم؛ اما اين بار و در اين مقاله تلاش مي كنيم ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام را در باره خلفاء، از صحيح ترين كتاب هاي اهل سنت در معرض قضاوت خوانندگان عزيز قرار دهيم .

 

 

طبق روايات صحيح السندي كه در صحيح ترين كتاب هاي اهل سنت آمده، اميرمؤمنان عليه السلام هيچگاه با خلفاي سه گانه ارتباط دوستانه نداشته است؛ بلكه آن ها را «دروغگو ، بدكار ، حيله گر، خائن، ظالم، فاجر و ...» مي دانسته است.

 

 

پيش از ارائه مدارك، اين نكته را متذكر مي شويم كه هدف ما توهين و جسارت به مقدسات كسي نيست؛ بلكه تنها نقل مطالب از كتاب هاي اهل سنت و آن هم با سند صحيح است و قضاوت را نيز به عهده خوانندگان عزيز شيعه و سني واگذار مي كنيم .

 

 

مسلم نيشابوري در صحيح خود در ضمن يك روايت طولاني از عمر بن خطاب نقل مي كند كه خطاب به اميرمؤمنان عليه السلام گفت:

 

 

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا .

 

 

پس از وفات رسول خدا صلي الله عليه وآله ابوبكر گفت : من جانشين رسول خدا هستم ، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را .

 

 

ابوبكر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چيزي به ارث نمي گذاريم ، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناه كار ، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو ، دين دار و پيرو حق بود .

 

 

پس از مرگ ابوبكر ، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن ، دروغگو و گناهكار خوانديد

 

 

سپس در آخر روايت عمر بن خطاب از اميرمؤمنان عليه السلام و عباس اقرار مي گيرد كه آيا مطالبي را كه گفتم تأييد مي كنيد. هر دو گفتند: بلي .

 

 

قَالَ أَكَذَلِكَ قَالاَ نَعَمْ.

صحيح مسلم، كتاب الجهاد والسير، باب حكم الفئ ، ح 1756

نظر اهل بیت درباره ابوبکر

فاطمیه 

 

▪️مردی از فرزندان برامکه به #امام_رضا " سلام الله علیه " عرض کرد: «نظرتان درباره ابوبکر چیست؟» حضرت فرمودند: «سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله أكبر!» (حضرت بخاطر #تقیه، از پاسخ صریح به او خودداری کردند و مشغول ذکرشان شدند!) آن مرد در گرفتنِ جواب، به محضر ایشان اصرار کرد، تا اینکه حضرت فرمودند:

 

🥀 «ما (ائمّه) مادر صالحه‌ای داشتیم که از دنیا رفت در حالی که بر آن دو نفر خشمگین بود و بعد از شهادتش هم به ما خبری نرسیده که از آن دو راضی شده باشد!»

 

 «رجلا من أولاد البرامكة عرض لعلي بن موسى الرضا عليه‌السلام فقال له: ما تقول في أبى‌بكر؟ قال له: سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله أكبر، فالح السائل عليه في كشف الجواب، فقال عليه‌السلام: كانت لنا أم صالحة ماتت وهى عليهما ساخطة ولم ياتنا بعد موتها خبر أنها رضيت عنهما.»

 

📚 الطرائف (سیدبن‌طاووس)، ص۲۵۲

ریاض الأبرار (جزائری)، ج۲، ص۲۵۹

بنیادی ترین مسائل ایران

بنیادی ‌ترین مسائل ایران

🔸درباره بنیادی‌ترین و اساسی‌ترین مسائل کشور اتفاق نظر وجود ندارد. این نشانه «بحران تحلیل » و «ضعف نظریه‌پردازی» در ساختار و نظام برنامه‌ریزی کشور است. دولت به معنای قوه مجریه و مجلس به معنای قوه مقننه اصلی‌ترین مسوول برای پاسخگویی به این موضوع هستند.
این مسائل در حکم نقشه راه برای توصیف وضعیت موجود و راهکارهای برون‌رفت و غلبه بر مشکلات و با نگاه به آینده در افق پیش رو هستند. اما با این همه متأسفانه شاهد نظارت بایسته هم نیستیم.
🔺این آشفتگی و عدم حرکت در ریل برنامه‌ریزی را در برنامه‌های پنج ساله توسعه و لوایح و طراح‌های دولت و مجلس براحتی می‌توان دید. اشکال بزرگ و غیر قابل اغماض در کشور این است که افکار و آراء اشخاص به صورت سلیقه‌ای بر قوا حاکم است، تا #خرد_جمعی که اتکاء به آراء نخبگان و اندیشمندان دارد. 
به‌ راستی مأموریت و وظایف اصلی «سازمان برنامه ‌و ‌بودجه» مگر همین تهیه، تدوین، طراحی و ارائه برنامه‌های توسعه کشور که متضمن بنیادی‌ترین و اصلی‌ترین مسائل کشور است نیست؟! 
برنامه توسعه کشور در دستور کار مجلس یازدهم است . این آزمون بزرگ برای راست‌آزمایی قوه مقننه در پای بندی و وفاداری به حاکمیت خردجمعی، عقلانیت، قانون‌گرایی، برنامه محوری و توسعه همه‌جانبه است. 

🔹نظام بانکی یله‌ و رها در خلق پول و رشد تورم، کسر بودجه مزمن، تورم و گرانی، ضعف نظام صادرات و واردات کشور، بیکاری، کاهش ارزش پول ملی کشور، دولت به غایت انحصاری و بخش خصوصی کوچک و ناتوان، تحریم‌های شکننده، امینت غذایی و اهمیت یافتن سهم بخش کشاورزی در تولید ناخالص ملی، مسائل زیرساختی و حمل و نقل، انباشت بدهی‌ها، فقدان نظام جامع برای سرمایه‌گذاری خارجی همراه با مشوق‌ها و حمایت‌های قانونی، صنعت مونتاژ، شکاف طبقاتی میان دارا و ندار، مسکن ارزان برای بی خانه‌ها و بالاخره وابستگی کشور به نفت را باید از مهم‌ترین مسائل «اقتصادی ایران» برشمرد.

🔸️در حوزه «سیاست داخلی و خارجی» بحران ناکارآمدی نظام اجرایی، فقدان گفت‌و‌گوی ملی و تضارب آراء در میان نخبگان، احزاب سیاسی ناکارآمد، برجام و پیامدهای آن، روابط خارجی و دیپلماسی ایران با همسایگان، منطقه، اروپا، ... برای صیانت و دفاع از منافع ملی و امنیت ملی کشور، فقدان نهادهای اجتماعی برای حل و فصل منازعات و تنش‌های سیاسی، مسأله اعتماد عمومی و نگرانی بزرگ برای کاهش سرمایه‌های اجتماعی را باید در این فهرست جای داد.

✅ فساد، تبعیض، تبارگرایی و به حاشیه راندن شایسته‌سالاری در واگذاری مسوولیت‌ها، انفتاح و بازکردن فضای سیاسی بجای اعمال محدودیت‌های سلیقه‌ای، جمعیت و کاهش موالید، آسیب‌های اجتماعی (طلاق- اعتیاد، حاشیه نشینی، مهاجرت...) از مهم‌ترین نظام مسائل در «حوزه اجتماعی ایران» است. 

⛔جابه‌جایی گروه‌های مرجع و کاهش معنادار پایگاه و منزلت اجتماعی و نفوذ گروه‌های مرجع دینی و نخبگان، تقابل فرهنگ رسمی با فرهنگ عمومی، برجسته‌سازی حوزه فرهنگ، هنر، رسانه، ارتباطات در نظام برنامه‌ریزی و تخصیص بودجه و اعتبارات را باید به فهرست مسائل بنیادی «فرهنگ و هنر» افزود. 

✳آموزش‌ و‌ پرورش، آموزش عالی (مدارس- دانشگاه‌ها)، حوزه‌های علمیه، شرکت‌های دانش بنیان، مسائل دفاعی، امنیتی، شبکه ملی اطلاعات، تعدد نهادهای آموزشی، علمی، فرهنگی و ناکارآمدی و تداخل و موازی‌کاری آن‌ها، را باید در زمره بنیادی‌ترین «مسائل حوزه علم، فناوری» برشمرد.

🔺️منابع طبیعی، محیط‌زیست، بحران‌ها و بلایای طبیعی (سیل، زلزله، ریزگردها، کم‌آبی) تخریب و تهدید محیط‌زیست و .... را باید در زمره مهم‌ترین مسائل «منابع طبیعی و محیط‌زیست» برشمرد. 

🔺و بالاخره سلامت، بهداشت، دارو، غذا، واکسن، کرونا را باید در فهرست مهم‌ترین «مسائل حوزه سلامت و بهداشت» مورد تاکید قرار داد.
🔅 این چک لیست مهم‌ترین و بنیادی‌ترین مسائل ایران است. دولت، مجلس، مجمع تشخیص مصلحت نظام، کاندیداهای ریاست جمهوری از همه مهم‌تر مردم با آگاهی و بیداری نسبت به این مسائل #آری_یا_نه را در مشارکت سیاسی، حمایت‌ها و انتخابات مورد توجه قرار دهند. اگر می‌خواهیم کشور بر پایه قانون و برنامه اداره شود.

امجد ایمان خود را بر باد داد!

🔴 آیت الله کعبی: امجد ایمان و دین خود را بر باد داد و سقوط کرده است.

 

 🔺 آیت الله کعبی در گفتگو با فارس:

 

🔹 آقای امجد با موضع ضد ولایی و سخیف اخیر خود، ایمان و دین خود را بر باد داد و این ریشه در تفکر خوارج نهروان دارد که در مقابل ولایت ایستادند.

 

🔹 امجد که در سال ۷۸ مقابل فتنه دانشگاه ایستاد، ولی در فتنه سال ۸۸ سقوط کرد و در سال ۹۹ در دامن آمریکا و صهیونیسم افتاد.

 

🔹 بر اساس قاعده‌ فقهی و قاعده اخلاقی هرکس مقابل ولایت بایستد سقوط خواهد کرد و آقای امجد سقوط کرد.

 

🔹 آقای امجد با این حرف خود جای شهید و جلاد را عوض کرد و جای ظالم و مظلوم را عوض کرد.

 

🔹 امجد امروز خود را در کنار منافقین و ضد انقلاب و صهیونسیت و آمریکا که دستشان به خون ملت ایران آلوده است، قرار داده است.

 

🔹 این موضع گیری امجد، ناشی از بی بصیرتی و سقوط او به ویژه در فتنه ۸۸ و تاثیر پذیری از اطرافیان و فرزندش است و علمای بزرگ این اتفاق را به خاطر سطحی نگری و ساده لوحی که ایشان داشت، پیش بینی می کردند.

 

🔹 مرحوم امام در زمان خود بارها از شخصیت آیت الله خامنه ای تعریف و تمجید کردند و رهبر انقلاب هم همانند جدش امیرالمومنین هم مقتدر هم مظلوم است و البته این بدخواهی و خباثت ها خللی در پیوند عمیق ملت و با امام خامنه‌ای ایجاد نخواهد کرد.

انجمن های مخفی ترکیه ای ۳

 

 

 

          { انجمن های مخفی ترکیه ای ۳}

 

ادامه...👇

 

 نکته : بنده هیچ ارادتی به حکومت کمونیستی جمهوری خلق چین ندارم و آن را حکومتی طاغوتی و ضد دینی (ضد اسلام ضد بودایی ضد تائویی) می دانم و فعالیت های سرکوب اویغورهای مسلمان بر بنده پوشیده نیست اما این را هم بخوبی می دانم که بخشی از اویغورها مسلمان عادی می باشند. بخش دیگر سلفی می باشند اما بخش سومی هم وجود دارند که در ظاهر مسلمان اما در باطن بر مذاهب شمنی و مانوی می باشند. این دسته سوم خطرناک هستند زیرا هم علوم غریبه اسلامی دارند هم علوم غریبه شمنی و هم مانوی ترکیبی از سه طریق می باشند. اینان با انجمن های مخفی ترکیه ای هم 👈 پیمان و با انجمن های مخفی غربی همکاری می نمایند تا بتوانند در شرایط آخرالزمانی (پس از جنگ های بزرگ) اعلام استقلال نمایند و اینبار بر ممشای مغولان خونریزی نمایند. 

 

 

پیش بینی ای برای آینده 👈چین 

به نظر فقیر حکومت کمونیستی چین حداکثر در پایان دهه میلادی پیش رو از بین خواهد رفت و حکومتی بودایی ای بر آن حکومت خواهد کرد که در آن مسلمانان _نه سلفی ها_ از رفاه و آزادی نسبی برخوردار خواهند بود. از حضرت مولانا زین الدین نقل دارم که می فرمودند که چینی ها دوبار در تاریخ با مغان ایرانی پیمان های خونی بسته اند و این پیمان ها و اسرار را دفن کرده اند. یکبار در دوره 👈 سام سیستانی و بار دیگر در دوره اشکانیان، مغان اشکانی ما با کوشانیان بودایی پیمان بستند. این پیمان ها در آینده مسائلی را باز خواهد نمود. 

 

 

پیش بینی ای برای آینده 👈 آذربایجان و اران (جمهوری آذربایجان و ارمنستان)

هر چند که در آینده ای نه چندان دور برای آن نقطه از خاک ایران زمین خطراتی وجود دارد. (خطراتی از جنس شورش ها درگیری های نظامی و حتی شاید جدایی موقت از خاک ایران) که این خطرات به عملکرد درست و هوشمندانه مسئولین و همه مردم ایران بستگی دارد. یعنی هر چقدر ما درست تر و بهتر عمل نماییم خطرات کمتر خواهد بود. 

اما در پایان دهه پیش رو هجری(تا ۱۴۵۰ هجری قمری) آذربایجان مطمئنا جزئی از خاک ایران خواهد بود. پیش بینی ما آن است که به موازات خراسانی و گیلانی و شعیب در نواحی آذربایجان نیز بزرگی ظهور خواهد نمود. بزرگی از جنس شیخ صفی الدین اردبیلی که زبان تُرکی آذربایجانی، زبان مادری اش خواهد بود وی به مانند حضرت شیخ نقش پررنگی در تجهیز مردم تُرک زبان در آن ناحیه خواهد داشت و حرکت وی در مقابل فتنه پانترکان در آن‌ ناحیه خواهد بود. 

 

 

نکته : خوانندگان گرامی فردی که در موردش پیش بینی انجام شد را نمیشناسم شاید وی حتی در حال حاضر ساکن آذربایجان نباشد اما اصالتا آذربایجانی باشد. وی در آینده نقشی پررنگ در آن منطقه و تجهیز سربازان امام عصر عجل الله خواهد داشت. اینکه ملبس به چه لباسی هست را نمی دانم اما وراثت معنوی از شیخ صفی الدین خواهد داشت. نفوذ معنوی وی ان شاالله به اران (جمهوری آذربایجان) نیز کشیده خواهد شد. 

 

اما ارمنستان و ارمنی ها نیز چون وارث بخشی از اسرار مغان اشکانی و مسیحیت کهن می باشند. در بین مسیحیانش ان شاالله جنبشی هم راستا با جنبش های شیعی حق به وجود خواهد آمد.  

 

 

نکته پایانی : باید تاریخ زندگی چنگیزخان را از جنبه ماورا و افسانه ها بررسی کرد. علاقه چنگیز به علوم ماورا و جادو و حتی اینکه دنبال اکسیر جاودانگی می گشته است بر بنده پوشیده نیست اما وی با کمک شمن ها و مانویان سغدی بسیار فراتر از این حرف ها پیش رفت. (البته به اکسیر جاودانگی ظاهرا دست نیافت) باید افسانه ها در مورد وی به درستی بررسی شود. افسانه ها ریشه در حقایق دارند و بخش مدفون تاریخ بشر هستند. 

 اگر خوانندگان دقت‌نمایند حتی نوع تدفین چنگیز نیز شباهت بسیاری به مناسک انجمن های نهان روشانه دارد. اینکه افراد حاضر در مراسم تدفین وی همگی خودکشی کردند مسئله ای عادی نیست و پای یک نوع مناسک مخفی شمنی در میان است نه شمنیسم عادی که همه فکر می نمودیم. 

 

پایان

 

 

آفت های جنگ، کلیشه هایی که ساختیم

آفت های جنگ، کلیشه هایی که ساختیم!

 

چند روز پیش تصویری از ورق بازی کردن در میدان جنگ را منتشر کردم و واکنش های متعددی به تصویر دریافت کردم

نکته ناراحت کننده برای بنده ذهنیتی بود که از فضای جنگ برای خیلی از هم نسل های بنده شکل گرفته است.

وقتی روایت از جنگ و دفاع مقدس گزینشی می‌شود تصویر سازی ذهنی و ذهنیت ها هم ناخوداگاه به همان سمت می‌رود.

 

باید در نظر گرفت که 8 سال جنگ تمام کشور را در بر گرفته بود و در فضای جبهه ها از اکثریت طیف های جامعه برای دفاع از کشور وارد شده و سلاح بدست گرفتند.

یک آفت بزرگ برای تاریخ نگاری، شعار زدگی است این شعار زدگی تا انجایی پیش میرود که برخی حقایق را کمرنگ و برخی دیگر را پاک میکند و مسائل و اتفاقاتی که در جریان همسو قرار داشته است را بسیار پررنگ و با اب و تاب نشان میدهد. شعار زدگی کلیشه سازی میکند. تصویری را نشان میدهد که خودش میخواهد نه تصویری که واقعا هست.

 

صرف همین وقتی صحبتی یا تصویری خارج از فضای آن کلیشه منتشر می‌شود بسیار عجیب بنظر رسیده و مخاطب را متحیر میکند! 

و برخی انقدر سفت و سخت بر این کلیشه ها پافشاری میکنند که برای حفظش خیلی چیزها را حاضرند ببرند زیر ممیزی

واقعیت این است که روایت شده است نگویید در جبهه ها این چنین و آن چنان بود!

برای مثال میگویند ننویسید و نگویید که رزمندگان ما در جنگ لب به سیگار و قلیان میزدند قداست رزمندگان زیر سوال میرود

اما نگفتن این حرف ها بیشتر قداست جنگ را زیر سوال میبرد استفاده از دخانیات در همه جای دنیا چیز عجیبی نیست خیلی ها هم در جنگ اهل سیگار کشیدن بودند. شهید فلاحی سیگار میکشید، شهید همت قبل از ازدواج سیگار میکشید حتی در جنگ سهمیه سیگار وجود داشت. بسیاری از رزمندگان اهل قلیان کشیدن بودند و کشیدن قلیان در خیلی از نقاط ایران تا به امروز جز جدا نشدنی فرهنگ آن منطقه است.

خاطره ای از یکی از همرزمان شهید مهدی خندان: 

من یادم هست بعد از اینکه در تابستان سال 1362 لشکر دو کوهه آمد قلاجه برای آماده شدن در عملیات یک روز من در مقر گردان مقداد ایستاده بودم که مهدی آمد . مهدی سیگار می کشید . آن روزها لشگر 27 به بر و بچه های سیگاری به صورت هفتگی سهمیه سیگار می داد . یک بار یکی از بچه ها آمد پیش مهدی و گفت : آقا مهدی اگر سیگار داری به من بده . ایشان دست کرد توی جیبش و همان یک پاکت سیگار را که سهمیه او بود یکجا در آورد و داد به آن آقا ، من هم می دانستم او همین یک پاکت سیگار را داشت و این را هم می دانستم که قاعدتاً او هر نیم ساعت یا 45 دقیقه یک سیگار می کشد...

 

سید عباس رابوکی از تیم موتور سواران شهید چمران در خاطره ای پاسور بازی را در جنگ نقل میکند: " طبیعی است که رفتار مردم در اول جنگ با آخر جنگ نباشد، چون اوایل جنگ تقریباً یک سال از انقلاب گذشته بود و هنوز یک عده در حال و هوای قبل از انقلاب بودند. یک عده بودند که در موتورسواری را برای تک‌چرخ زدن و آرتیست‌بازی انجام می‌دادند. برای همین، آن اوایل همه مدل آدمی در گروه بود؛ از امثال «یوسف جعفری»‌ که خیلی مؤمن بود تا «حمید جنازه» که موتورش را کمیته خوابانده بود و برخی دیگر که هنوز آن زمان در جبهه پاسوربازی را رها نکرده بودند! "

 

حقیقت این ماجرا این است کلیشه جنگ فقط مراسم سینه زنی و دعاخوانی نبود، فقط بچه مذهبی ها در جنگ حضور نداشتند.

جنگ روایتی است از مردانی که از تمام جامعه ایران برای دفاع از میهن از خود گذشتند. از بچه های پایین شهر ، گنده لات ها، مذهبی ها، تحصیل کرده های خارج رفته، محصل ، بیسواد، شهری، روستایی و....

برخی در جنگ آنچنان شجاعت نشان دادند که ماندگار شدند برخی ترسیدند و به عقب برگشتند. این ها همه روایت جنگ است.

تلخ یا شیرین، ناراحت کننده یا خوشحال کننده

کلیشه سازی گزینشی این واقعیت را خدشه دار میکند.

چ

L.t

انجمن های مخفی ترکیه ای ۲

@soltannasir 

 

          { انجمن های مخفی ترکیه ای ۲}

 

ادامه...👇

 

نکته ۲: زبان تُرکی آذربایجانی به غلط آذری نامیده می شود. زبان آذری پهلوی زبانی کهن بوده که اسناد کمی درباره آن وجود دارد. من باب مثال در کتاب سفینه تبریز این زبان را می یابیم یا شیخ صفی الدین اردبیلی یک شعر به این زبان دارد. زبان فعلی مردم آذربایجان تُرکی آذربایجانی است که هر چند از نظر دستور زبان ترکی می باشد. اما از نظر لغات به فارسی امروز(ترکیبی از پارسی دری و عربی) نزدیک تر است تا به زبان تُرکی آلتایی.  

 

بخش ۱ از نکته ۲: در اردبیل ما زبان تاتی اردبیل و در آذربایجان غربی ما زبان کُردی و حتی آرامی آشوری را داریم. اما غلبه با زبان تُرکی می باشد. 

 

 

چنگیزخان مغول برای این دسته از انجمن های مخفی، نقطه عطفی در تاریخشان است و فکر می کنم اکثر ما چنگیرخان را 👈دست کم گرفته ایم. دوره چنگیز 👈فوق العاده مهم است. چنگیزخان برخلاف تصور ما فردی نبود که یک دفعه از زیر بُته بیرون آمده باشد و سپاهیانش توانسته باشند تا اروپا پیشروی نمایند. همه ما ارتباط چنگیزخان مغول با جادوگران و شمن ها و حتی مانویان و تائوئیست ها و بوداییان و در یک کلام اهل ماورا و جادوگران را شنیده ایم و در کتب تاریخی کلاسیک اشاراتی کوتاه به این مسائل شده است. ریشه دقیقا آنجاست و باید آن را بررسی نماییم. آن برهه تاریخی اتفاقاتی 👈ابتدا در حیطه باطن افتاد سپس چنگیز عزم جهان گشایی کرد. افرادی بسیار مهم در وادی ماورا در آن نواحی به چنگیزخان کمک نمودند بخشی از آنان از خائنین به دیانت مانوی بودند که اسرار عوالم زیرین در آن نواحی در دستشان بود. چنگیزخان با کمک شمن ها و مانویان خائن موفق به باز کردن دروازه ها و فراخوانی موجوداتی 👈وحشی به جهان مادی ما شد. موجوداتی شبیه یاجوج و ماجوج اما آنها یاجوج و ماجوج نبودند. آنها هم شاید جنسان (دورگه انس و جن) بودند یا شاید نوعی بنی آدم اما وحشی، نه می توان دقیقا انسانشان نامید و نه جن!! امیدوارم خوانندگان دریابند که چه می گویم. همین موجودات بخشی از سپاه چنگیزخان را تشکیل دادند. 

خوانندگان گرامی به تشابه واژه مغول در زبان های اروپایی mongol و بیماری مُنگلیسم mongolism دقت نمایند. منگلیسم ریشه در mongol مغولان دارد. منگل کسی است که نوعی عقب افتاده ذهنی است و نامی برای بعضی بیماری های روانی نظیر نشانگان داون؛ می باشد. طبیعتا چنگیزخانی که یاسا را می نویسد عقب مانده ذهنی نبوده است. نظر بنده این است که وجود این سپاه وحشی ها در بین مغولان باعث شده اروپایی ها مغولان mongol ها را عقب مانده ذهنی بدانند و نام منگول را برای بیماران عقب مانده ذهنی استفاده نمایند. 

 

 

نکته : شاید بسیاری از خوانندگان باور این مطالب برایشان دشوار باشد و آن را غیر علمی بدانند. برایم مهم نیست فقیر مامور به نوشتن هستم. هم اکنون در کانال از شاگردان استاد سمنانی بنده و همچنین شاگردان استاد قزوینی بنده آیت الله سید هادی.. حضور دارند و این عزیزان از طریق شاگردانشان مطالب را می خوانند. همچنین علامه ای خراسانی اهل عرفان که کمی محدودیت دارند توسط شاگردان خاصشان مطالب را دنبال می نمایند. اهل دل و اهل سلوک دیگری نیز هستند که شاید بنده نشناسم اما مطالب را دنبال می نمایند. ارادتمند همه این بزرگواران هستم. بنده در درجه اول برای این عزیزان می نویسم در درجه دوم برای عموم شیعیان حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام امیدوارم عموم نیز استفاده نمایند. 

 

 

اما امروزه روز هم انجمن های مخفی ترکیه ای با همکاری بخشی از جهودان و انجمن های مخفی غربی سعی در باز کردن دروازه هایی در مناطق 👈اویغور نشین چین👉 و قرقیزستان و مغولستان و... دارند تا بار دیگر بخشی از لشکر وحشیان را برای آخرالزمان آزاد نمایند. تُرکان اویغوری با جهودان و ایلومیناتی ها در این زمینه همکاری مشترک دارند و انجمن های مخفی ترکیه ای نیز در آن مناطق نفوذ و فعالیت دارند. این پروژه هر چند مشترک است اما انجمن های مخفی ترکیه ای در کنار تُرکان اویغوری با غربی ها همکاری می نمایند و به ظاهر حتی در جاهایی از آنان پیروی می نمایند تا چون پروژه شان به نتیجه برسد بقول خویش غربی ها و جهودان را دور بزنند. اینان سودای امپراطوری مغولان را در سر می پرورانند. از سویی جهودان و غربی ها فکر می کنند که چون این لشکر وحشیان را آزاد و حتی 👈بسازند. می توانند در ادامه کنترلش نمایند. یکی از مهمترین اهداف انجمن های مخفی غربی ویران کردن مجدد سرزمین مقدس خراسان ( بخشی از افغانستان و خراسان ایران ) و البته سایر نقاط ایران و همچنین سرزمین مقدس تبت است نظیر کاری که با داعش در مورد سوریه انجام دادند. البته زمان اجرایی و عملی شدن این نقشه شان در صورت موفقیت، احتمالا مربوط به سالهای آتی است. دشمنان بخوبی می دانند که نهضت از خراسان شروع خواهد شد. 

 

 

ادامه....👇

 

@soltannasir

انجمن های مخفی ترکیه ای ۱

@soltannasir 

 

         { انجمن های مخفی ترکیه ای۱}

 

اخباری را در بعضی کانال ها دیدم مبنی بر اینکه دشمن اصلی ما اسراییل و آمریکا هستند و تلویحا منظور این کانال ها این بود که اردوغان و ترکیه دشمن ما محسوب نمی شوند یا شاید منظورشان این بود که دشمن مهمی محسوب نمی شوند. اینگونه تحلیل ها توسط افرادی با گرایشات متفاوت نوشته می شود. همه این افراد وابسته به لابی پان ترکان نفوذی نیستند. بلکه افراد مومن و انقلابی نیز در این بین هستند که چنین تحلیل هایی دارند. 

اما بنده بالشخصه با این تحلیل مخالفم. درست است که اران (جمهوری آذربایجان) خواب و خیال تصرف آذربایجان ما را دارد و در قد و اندازه چنین خواب و خیالاتی نیست. همانگونه که امارات منفصله عربی در قد و اندازه های دست اندازی به جزایر سه گانه نیست. اما ترکیه نوعثمانی قضیه اش جداست. ترکیه هم از نظر جمعیتی با ما قابل مقایسه است هم از نظر قدرت نظامی کشور مهمی در منطقه محسوب می شود هم از نظر اقتصادی وضعیت بهتری نسبت به ما دارد و همچنین اگر ما نیروهایی همراه نظیر حشد شعبی و حزب الله و حوثی ها داریم ترکیه نیز نیروهای چریکی تروریستی از حوزه چچن و آسیای مرکزی و ... در اختیار دارد. ضمنا جمهوری باکو نیز متحدش است. از طرفی دیگر ترکیه با ترویج افکار ملی گرایانه ترک در ایران و همچنین ساختن لابی در بین سیاستمداران و ارگان های مختلف کشور نفوذ نسبتا مناسبی در این حوزه پیدا کرده است حال آنکه ما در نقطه مقابل، تا جایی که بنده می دانم اصلا و ابدا چنین نفوذ مردمی و لابی هایی در بین سیاستمداران ترکیه ای نداریم. بنابراین جدی نگرفتن ترکیه به عنوان یک خطر مهم از نظر بنده اشتباه است. 

 

پیشتر گفتم که ترکیه نوعثمانی مهمترین مرکز انجمن های مخفی در غرب آسیا است. اما این باعث نشود که خوانندگان این تحلیل اشتباه را نمایند که ترکیه و انجمن های مخفیش و یا اردوغان سرسپرده و برده یهود است. این تحلیل اشتباه است. در مبحث جنگ های باطنی گفته شد که ما با یک کل به هم پیوسته مواجه نیستیم در ابتدای شروع کانال از جنگ پیروان ادیان در حیطه باطنی سخن گفتیم. اکنون نیز اینگونه می گویم انجمن های مخفی ترکیه ای دو دسته اند. 

گروهی وابستگی کامل فکری عقیدتی به غرب و لژهای ماسونی و انجمن های مخفی دیگر غربی دارند که اتفاقا این انجمن ها در عرصه سیاست و قدرت در کشور ترکیه فعلا دست بالا را ندارند. شاید بعضی اعضای جناح غرب گرای ترکیه عضو چنین انجمن هایی باشند. 

 اما در این بین چندین انجمن مخفی کاملا ترکیه ای مهم نیز وجود دارند که اینان هرچند متحد جهودان و فراماسونرها و ایلومیناتی ها و سایر انجمن های مخفی غربی هستند اما برده و فرمانبردار آنان نیستند و اتفاقا در خفا خود و جنبش ملی ترک را برتر از جهودان و خاندان های بزرگ ایلومیناتی و فراماسونری می دانند. اینان خود را وارث چند جبهه می دانند و سعی در احیای امپراطوری عظیم 👈چنگیزخان مغول دارند. در واقع رویای تسلط بر کل جهان از شبه جزیره کره تا استانبول و حتی اروپا را در سر می پرورانند. بازگشت به دوران عثمانی که همه ما فکر می نماییم پوششی برای اهداف بزرگ ترشان است و آن را از این جهت در دستور کار دارند که به درستی دریافته اند که ماهیت اسلامی امروزی ملل تُرک زبان حقیقتی است که فعلا باید آن را بپذیرند. 

 دو انجمن مخفی سری جادوگری هکاته و مدوسا بازمانده تمدن های موجود در آناتولی باستان می باشند. ایزدبانوی هکاته که با ماه و ماه گرفتگی علی الخصوص ماه خونین ارتباط دارد در اساطیر یونان از قدیم الایام مرکز مهم پرستشش در آناتولی بوده است. مدوسا را هم که پیشتر ملاحظه نمودید در استانبول مجسمه ای از وی موجود است و پرستشگاه مهمش در استانبول است. این دو انجمن مخفی جادوی سیاه یکی با خورشید گرفتگی (مدوسا) و دیگری با ماه گرفتگی (هکاته) ارتباط دارند. اینکه ریاست این انجمن ها با چه کسی است را نمی دانم اما زنان نقش پررنگی در آن دارند و اعضای اروپایی و غیر تُرک هم دارند. 

به غیر از انجمن هکاته و مدوسا، انجمن های دیگری در ترکیه هستند که دلبستگی به گوگ ترک های آسمانی و مغولان و تمدن های تُرکی در آسیای مرکزی دارند. 

 

نکته۱: تُرک های آلتایی غیر از مغولان می باشند هر چند که از نظر چهره و دین و اسطوره به هم تشابهاتی دارند. هم میهنان ترک زبان آذربایجانی ما هم هر چند زبانشان جز شاخه زبان های تورکیک قرار می گیرد اما از نظر علم ژنتیک ربطی به آلتایی ها و مغولان ندارند و ساکنان یازده هزار ساله فلات ایران هستند چنانچه فارس و کرد و سایر اقوام ایرانی نیز ساکنان یازده هزار ساله فلات ایران هستند و تشابه ژنتیکی چندانی به اروپایی ها ندارند. 

 

ادامه..👇

 

 

کانال سلطان نصیر

@soltannasir

تفاوت فرد مثبت با منفی

🔴 تفاوت مثبتی ها با منفی ها

➕فرد مثبت همیشه برنامه دارد.
➖فرد منفی همیشه بهانه دارد.
➕فرد مثبت همیشه خود جزئی از جوابهاست
➖فرد منفی همیشه خود بخشی از مشکلات است.

➕فرد مثبت در کنار هر سنگی سبزه ای می بیند.
➖فرد منفی در کنار هر سبزه ای سنگی می بیند.
➕فرد مثبت برای هر مشکلی راهکاری می یابد.
➖فرد منفی برای هر راهکاری مشکلی می بیند.
➕فرد مثبت همیشه دوستی ها را زیاد می کند.
➖فرد منفی دشمنی ها را زیاد می کند.

➕فرد مثبت میگوید اجازه بده انجام پذیر است.
➖فرد منفی میگوید نمی توانم انجام پذیر نیست.
➕فرد مثبت همیشه با صبر مشکلات را حل می کند.
➖فرد منفی همیشه با خشم مشکلات را زیاد می کند.

آیت الله امجد

⭕️آخرین منبر آیت الله امجد...

 

آقای امجد گردن خیلی از ما حق دارند. چه شب هایی که پای منبرکوی دانشگاه ایشان مقدرات شب قدرمان رقم خورد. استاد اخلاق و عرفان و زندگی. اما سالهاست که روزگار تلخی پشت سر می گذرانند. روزهایی که البته باز هم برای همه ما درس است و آموزنده.

آقای امجد عزیز سالهاست تحت تاثیر آقازاده و غیره بارها و بارها ناروا و ناسزا و ناحق علیه انقلاب موضع گرفتند و ناشایست و نامعقول بر رهبری نظام تاختند؛ اما اخیرا کار بدانجا رسیده است که از یک تروریست رسانه ای دفاع می کنند. 

 دفاع از روح الله زم با کدام حجت؟ کسی که حتا قبل دستگیری اش معترف بود برای تحریم اقتصادی مردم به دشمن گرا داده و برای موشک های دشمن آدرس و برای ترور سردار دل ها نقشه و مسیر راه شده است. کسی که برای تخریب اموال مردم و آدم کشتن در تجمعات دستورالعمل آموزشی منتشر می کرد تاآنجا که آش آنقدر شور شد که رسانه اش را نهادهای غیرایرانی مسدود کردند.

کسی که خودش معترف بود رهبر آشوب دی ماه است. همان آشوبی که دهها تن در آتشش سوختند و به اعتراف استکبار بهانه تحریم بیشتر مردم می شود.

دفاع از یک تروریست رسانه ای که علیه مردم ایران شرارت داشت دارای چه منطقی است؟ 

این روزهای جناب امجد هم برای ما آموزنده است. چه آنکه حقیقتا اگر شناخت و چارچوب سیاسی نباشد، استاد کامل اخلاق و عرفان هم به خدمت اهریمن می رود. 

جناب امجد این چند روز تیتر یک رسانه های خناسی است که کمترین خواسته شان خفت ملت ایران است. اگر به حقانیت جمهوری اسلامی تردید دارند، آیا سوت وکف شیاطین رسانه ای و ناخن تیز کردن دیوهای خبیث و آب ریختن از دهان عفریته های خبری را هم نمی بینند؟

این روزها خواهد گذشت. اما در روز افتادن پرده ها و به وعده موعود با کدام ادب اخلاقی و داشته عرفانی شان، تاب پاسخ به این ظلم ها را خواهند داشت؟

فارغ از تعیین مصداق، رهبرانقلاب خوش فرمود: « خاک بر سرِ آن عالم اعلم و افقه! خاک بر سرِ آن عالِمی که قلباً خوشحال شود از این‌که ببیند رادیوهای دشمنان اسلام، در مقابل نظام اسلامی، از او تمجید و تعریف میکنند! باید گریه کند! حالا گیرم از لحاظ فقاهت و علم هم خیلی بالا باشد، که آن هم علم نیست، جهل است. نور نیست، ظلمت است»

آخرین منبر جناب امجد انذار از عاقبت به شری است، هرچند دعا می کنیم واپسین منبرشان را حق، خیر و توبه و انابه قرار دهند.

 

 

مطالبه گری چیست؟

 امیر حسین نوروزی: *مطالبه گری، به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که با هدف تحریک و تشویق کسانی صورت می گیرد که مسئولیتی در زمینه ای بر عهده دارند تا مسئولیت خود را به نحو احسن انجام دهند*

 *مطالبه گری، یک کنش اجتماعی-سیاسی است که با ابزارهای مختلفی می تواند صورت گیرد، به طوری که هر ابزار مشروعی که بتواند در راستای این هدف قرار گیرد می تواند مورد استفاده قرار گیرد، از این روی، برای آموزش نحوه مطالبه گری، لازم است دو مرحله طی شود*

*مرحله نخست، آموزش موضوعات مورد مطالبه، یعنی فراگرفتن آنچه که باید از مسئولان امر درخواست شود که در این راستا، یا باید شهروندان نسبت به حقوق و مسئولیت های خود آشنا باشند و یا اینکه از نخبگان و کارشناسان متعهد و امین که متخصص این امر هستند بهره بگیرند تا مطالبات واقعی خود را از مسئولان درخواست نمایند*

*مرحله دوم، آموزش نحوه مطالبه گری است که همانطور که گفته شد در این مسیر، هر ابزار مشروعی که بتواند به این کار یاری رساند، قابل استفاده می باشد که از جمله این ابزارها می توان به این موارد اشاره کرد:* 

استفاده از تریبون های عمومی توسط تریبون داران همچون خطبای جمعه، اساتید حوزه های علمیه، اساتید دانشگاه، چهره های سیاسی سخنور و ...، استفاده از ابزار قلم و مطالبه گری از طریق نوشتن مقاله، کتاب، وبلاگ و ...، استفاده از بستر فضای مجازی، استفاده از رسانه ها و ...، نگارش نامه و یا درخواست شفاهی از نخبگان و تریبون داران جامعه، گزینش مسئولانی که خود را متعهد به برآوردن مطالبات خاصی در جامعه معرفی می کنند که همین گزینش نشاندهنده وجود مطالبه آن موضوع در میان مردم جامعه می باشد و انتخاب آن مسئول به صورت غیر مستقیم مطالبه گری نسبت به آن موضوع می باشد و ... .*

تو کیستی؟

تو کیستی؟


هان؟
یادم آمد...
...
تو همانی که روزی با پاهایت آمدی
و نماندی و رفتی!!!
و من...
من همانم
که روزی با دلم آمدم و ماندم و ماندم